حرفای خنده دار
پسرم عسلم جدیدا اینقدر حرفای جالب و خنده دار میزنی دلم نیمد ننویسم.
کمرم گیج رفت:
دیروز دور ستون میچرخیدی بهت گفتیم اینقدر ندو سرت گیج میره یکم گذشت افتادی انگار کمرت درد گرفت بلند شدی اومدی پیشم میگی بمالش کمرم گیج رفت.
تو به ما میگی ای بابا من از دست شما چیکار کنم؟
هی از ما میپرسی من کیم؟ما هم میگیم تو سید ارمیایی بعد راه میری تو خونه به همه چی میگی سید میگی سیدمامان سید دایی سید خرسی سید ماشین سید بخاری سید لامپ سید سنسور دود سید زرد سید کاپشن سید نهار و.... که ما دیگه ریسه میریم از دست تو

خودت ماشیناتو خراب میکنی بعد خودت به خودت میگی اگه دیگه برات ماشین خدیدم به بابا میگم برات نخره..
چندروز پیش داشتم برات تیغ های ماهی رو میگرفتم میذاشتم رو برنج فکر کنم خیلی گرسنه شده بودی اومدی بهم گفتی اینقدر دستمالیش نکن وردار بیار.
منو میگی 
تازشم به هندوانه میگی هندستون میای به من میگی مامان هندستون میدی بخورم؟
منم میگم هندستون که خوردنی نیست رفتنیه توهم فکر میکنی نمیخوام بهت بدم جیغ وداد
وگریه.
وقتایی که غذا نمیخوری منو بابایی بهت میگیم غذاتو بخور تا دستات مثل دستای ما بزرگ
شه قدت بلند شه مرد شی...تو هم یادت میمونه و هر وقت تنقلات میخوای میای میگی
مامان چیبس بده بخولم مرد شم. مامان تافی بده بخولم مردشم فقط یکی بدیا بیشتر نه.






حرفای خنده دار
